محمدرضا محمدی نیکو:

شعر استاد کدکنی باعث دگرگونی من شد

کد خبر :‌ 192
کد خبر :‌ 192

کارنامه شعری و فعالیت‌های ادبی محمدرضا محمدی‌نیکو در نشست «شیرازه شعر» بررسی شد.
 

در دهمین نشست «شیرازه شعر» که عصر روز سه‌شنبه (دوم مهرماه ۹۸) با حضور اهالی ادبیات و شعر در خانه شاعران ایران برگزار شد، محمدرضا محمدی‌نیکو به بیان تجربه‌های شعری خود پرداخت. 
 

او درباره شروع شاعری خود گفت: در دوران دبیرستان به صورت ناآگاهانه شعر می‌سرودم. اولین مواجهه جدی من با شعر هنگامی بود که شعر «کوچه» فریدون مشیری را خواندم و آن‌قدر شیفته شدم که با عجله به کتابخانه کانون پرورش محله‌مان رفتم و کتاب را خواستم. خانمی که کتابدار مجموعه بود، «در کوچه‌باغ‌های نشابور» دکتر شفیعی‌ کدکنی را به من معرفی کرد و من هم همان لحظه نشستم و همه کتاب را خواندم. طبیعتا شعر پرخون و پرتپش آن سال‌های دکتر کدکنی در آن فضای پرتب و تاب بسیار به دل من نشست و مرا دگرگون کرد.
 

محمدی‌نیکو افزود: دومین مجموعه شعری که چنین تاثیری بر من گذاشت، «سفر پنجم» دکتر طاهره صفارزاده بود که به نظر من، این کتاب از قله‌های شعر نو است و به گمانم، نه خود خانم صفارزاده و نه دیگران، هرگز نتوانستند مانند آن مجموعه را خلق کنند. زبان پیامبرانه‌ای که اشعار این کتاب دارند، تکرارنشدنی و نشان‌دهنده تسلط کامل ایشان بر زبان قرآن و کتب مقدس است. من در سال‌های قبل از انقلاب به این دو بزرگوار و به این دو مجموعه بسیار مدیون هستم.
 

او با اشاره به یکی از کتابخانه‌هایی که در آن زمان به آن رفت‌وآمد داشته، بیان کرد: کتابخانه منزل مرحوم سلطان‌الواعظین کتابخانه‌ای بسیار غنی بود که لحظه‌های خاطره‌انگیزی برای من ساخت. در آن‌جا با مصطفی رخ‌صفت آشنا شدم که مسئولیت کیهان فرهنگی را داشت و مرا به جلسات شعر حوزه اندیشه و هنر که به تازگی افتتاح شده بود، دعوت کرد. اوایل سال ۶۰ به حوزه رفتم که بزرگ‌ترین خوشبختی در فضای شعری و حتی زندگی من بود. در آن‌جا با استادانی همچون حسین آهی، مهرداد اوستا، سیدحسن حسینی، قیصر امین‌پور، ساعد باقری، محمدرضا عبدالملکیان، سهیل محمودی و وحید امیری آشنا شدم. مرحوم حسینی و مرحوم امین‌پور، تاثیر بسزا و شگرفی بر ما داشتند بخصوص سیدحسن حسینی که با تلنگرهایی به ما یاد می‌دادند چگونه شعر بگوییم.
 

این شاعر در ادامه گفت: از بزرگ‌ترهای آن جمع، استاد اوستا بودند که از متانت، بزرگواری و تسلط عجیبی که بر شعر و نقاشی و موسیقی داشت، بسیار می‌آموختیم. ایشان دریای غریبی بودند و وقتی بر اساس تداعی معانی و تداعی ذهنی شروع به صحبت می‌کردند، از هر کلمه و جمله ایشان، درس می‌گرفتیم. همچنین در آن زمان با سلمان هراتی آشنا شدم که حقیقتا از گوهرهای ناشناخته شعر معاصر ماست. او شاعر مجسم بود و از بسیاری از کسانی که دیدم و شناختم، بسیار شاعرتر بود هم از نظر زبانی و قدرت طبع شاعری هم از نظر روحی.
 

محمدی‌نیکو درباره انتشار اولین شعرهای خود اظهار کرد:اولین اشعارم را در سال ۵۹ برای مجله جمهوری اسلامی می‌فرستادم که مسئول صفحه شعر آن، یوسفعلی میرشکاک بود. نقدهای او که گاه تشویق بودند و گاه نقد تند، بسیار در سرودن شعر به من کمک کردند و آموزنده بودند. در سال ۶۰ به رادیو رفتم و مدتی بعد هم شروع به نوشتن نمایشنامه کردم و حدود ۲۰۰ نمایشنامه در موضوعات مختلف نوشتم. پس از آن و در سال ۷۰ وارد تلویزیون شدم و مستندسازی را آغاز کردم.
 

او همچنین در بخشی از برنامه درباره رمان «افسانه فریدون» توضیحاتی داد و گفت: فردوسی در شاهنامه از چهار یا پنج‌سالگی تا ۱۶ سالگی فریدون هیچ حرفی نمی‌زند. به نظرم آمد این مجال خوبی است که فردوسی در اختیار ما قرار داده تا فکر کنیم و ببینیم چه اتفاقاتی برای یک نوجوان افتاده و چه بر او گذشته که قابلیت رهبری مردم را به دست می‌آورد و رمان «افسانه فریدون» کاملا مبتنی بر تخیل خود من است.
 

محمدی‌نیکو سپس بیان کرد: اگر بخواهیم خود را با فردوسی رودررو کنیم، مثلا تصمیم بگیریم داستان اسفندیار را بازنویسی کنیم، حتما شکست خواهیم خورد چراکه فردوسی آن‌چنان بی‌نقص شخصیت‌پردازی‌های شاهنامه را انجام داده که تا امروز کسی نتوانسته است یک بازنویسی موفق از آن انجام دهد. قدرت داستان‌پردازی و ادبی فردوسی در تاریخ ادبیات ما یگانه است و کتاب او به تعبیری، هویت ملی ماست. ما باید به سراغ نقطه‌چین‌های شاهنامه برویم نه این‌که بخش‌هایی را انتخاب کنیم که فردوسی به بهترین شکل آن‌ها را پرداخته است. شاهنامه پر از خطوط سفید است. به عنوان مثال، زال در شاهنامه کشته نمی‌شود در حالی که داستان تولد او آن‌قدر پرهیاهو و مفصل بیان شده است و مرگ او می‌تواند دست‌مایه‌ای برای آفرینش یک داستان باشد.
 

محمدرضا محمدی‌نیکو درباره آثار آماده چاپ یا در حال نگارش خود نیز گفت: هم‌اکنون چند مجموعه شعر ترجمه از زبان سوئدی آماده چاپ دارم. رمانی هم در حال نگارش است که در دوره مغول می‌گذرد به نام «شمشیر درگذرنده از استخوان» و چند مجموعه داستان کوتاه هم آماده چاپ دارم.
 

این شاعر در پایان برنامه از مجموعه‌های شعر خود شعرهایی را خواند.
 

محمدرضا محمدی‌نیکو در مهرماه ۱۳۴۰ متولد شده و دیپلم خود را از مدرسه دارالفنون و لیسانس ادبیات را از دانشکده علامه طباطبایی گرفته است.
 

در کارنامه فعالیت‌های ادبی او، شعر، داستان، نمایشنامه، فیلم مستند و سفرنامه دیده می‌شود و مجموعه‌های شعر «سرزمین بی‌آسمان»، «برگزیده اشعار»، «عشق از نیم‌رخ»، «آرش کمانگیر»، «بان» و «افسانه فریدون» داستان‌هایی برای کودکان و نوجوانان، «سفرنامه آسیای مرکزی»، تحقیقی با عنوان «شعر امروز، چندین سخن نغز» (با همکاری ساعد باقری)، بازنویسی «خداوندگار، داستان‌های زندگی مولانا»، فیلم‌نامه «روزی فراخواهد رسید»، سریال تلویزیونی براساس زندگی نایب دوم امام زمان (عج) و «بررسی ریشه‌های ایرانی شورش زنگیان، جنبش قرمطیان و فاطمیان مصر» از جمله آثار او هستند.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تازه های ترنم شعر

پست های مرتبط

0:00
0:00
آیا مطمئن هستید که می خواهید قفل این پست را باز کنید؟
زمان بازگشایی قفل : 0
آیا مطمئن هستید که می خواهید اشتراک را لغو کنید؟